به یاد مادرم … سال آخر دبیرستان بودم؛ امتحانی داشتم که کتاب قطوری داشت و فقط یک شب وقت برای خواندن داشتیم. میدانستم که نمیرسم کتاب را تمام کنم. یا باید تا صبح بیدار میماندم که من آدمش نبودم یا باید نصف کتاب نخوانده میرفتم امتحان و تجدید… بیشتر »
|
|
آرشیو برای: "دی 1402"به یاد مادرم … سال آخر دبیرستان بودم؛ امتحانی داشتم که کتاب قطوری داشت و فقط یک شب وقت برای خواندن داشتیم. میدانستم که نمیرسم کتاب را تمام کنم. یا باید تا صبح بیدار میماندم که من آدمش نبودم یا باید نصف کتاب نخوانده میرفتم امتحان و تجدید… بیشتر » |
|
|
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
|
آخرین نظرات